ده عنبران روستایی است چسبیده بمرز، ملکش استثنایی است در عصر داود نبی بوده است این خرابه شهر تور دیده است این جنوبش رفته تا حدود مرز مهستان ملک شمالش رسید به جای تاجیکان در شرقش قریه کلش گشته پدید در غربش ده ساوو را باید دید باید گفت باین مادر ایران و توران بیشتر کوچیدهاند از اینجا سران رفته در جای مناسب سکونت کرده کوه و دشت را از وجودشان خالی کرده ده پیله زیر از این گشته پیدا ده سراوی داده تشکیل در یکجا در گیلان عنبران محله را باید دانست میناباد هم جای دیگر از اوست وزنه آبادی دیگر آن است کشلی هم پیدا شده از این است چوبر شهرکی پدید گشته از آن هشتپر (طوالش) بیشتر ساکنانش از این میرزانق گشته مشهور از این جید محلی است از این تا بندر پهلوی (انزلی) همه پراکندهاند همه از اینجا نامی بردهاند شهر گرگان را محلی تشکیل داده بیشترشان را تهران از ما ربوده در سرتاسر خاک ایران پراکندهاند نفوسی برای ایران مقدس تشکیل دادهاند ما داشتیم ده مقدس روحانی ولی اکنون دارد میرود رو به ویرانی چون از سکنه خالی گشته تمایل مردم همه رو به مادی گشته باز هم پانصد خانوار سکونت دارند مسجد و بقعه زیارتگاه دارد امیدوارم انشاءالله باز رونق یابد آب از جوی رفته دوباره باز آید تعمیر اساسی از نو میخواهد حمام و برق و لولهکشی آب میخواهد ضیاءالدین نخوانده در هیچ مکتبی بلکه گفته در اینجا مطلبی امید آنست نقصانیها آیند بجا تا این جمعیت باشند در یکجا ۱۳۴۶ شیخ ضیاءالدین شفیقی عنبران
برچسب:
نویسنده: کاوه حسینپور