لب یار من شد دم صبح مانا
که سرد آتش وبلاگ عنبرافشان کلمه نماید.
سیه شعری چو زلف وبلاگ عنبرافشان کلمه
فرودآویخت بر ماه درفشان .
خالی از زلف وبلاگ عنبرافشان کلمه تر
چشمی از خال نامسلمان تر.
ز حلقوم دراهای درفشان
مشبکهای زرین وبلاگ عنبرافشان کلمه .
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست .
چو برشکست صبازلف عنبرافشانش
بهر شکسته که پیوست تازه شد جانش .
چون صبا گفته ٔ حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد.
گذشت آنکه ترا زلف عنبرافشان بود
گذشت آنکه مرا خاطری پریشان بود.
برچسب:
نویسنده: کاوه حسینپور